سایت های مفید

 

آرشیو پست های عمومی

پنجمین خورشید!

ای کاش ریشه فراق از بن کنده می شد. ای کاش بذر هجران هیچ وفت کاشته نمی شد. ای کاش نشان جدایی بر می افتاد، ای کاش بیرق وصل برافراشته می شد، برای همیشه...
اینها اولین جملاتی بودن که توی این دفتر مشق نوشته شدن...

...ادامه مطلب


جمعه
 24 مهر
 1388

میلاد غریب...

روزهایی رو داریم می گذرونیم که همه ش عیده! از 4 مرداد به ترتیب: تولد امام حسین علیه السلام، تولد حضرت عباس علیه السلام، تولد امام سجاد علیه السلام، تولد خودم علیه السلام (!!)، و بعد از چهار روز دوباره تولد حضرت علی اکبر علیه السلام، و بعد از سه روز هم که تولد حضرت امام زمان علیه السلام...

...ادامه مطلب


چهارشنبه
 14 مرداد
 1388

روزهای عجیب...

روزهای عجیبیه! شهر من مثل همیشه نیست! آدم ها هم مثل همیشه نیستن! خود منم مثل همیشه نیستم! واقعاً روزهای عجیبیه! پر از حس های متناقض! یه روز از شدت ناراحتی قلبم به شدت درد می گیره ولی درست دو روز بعدش وسط خیابون جلو کلی آدم دیگه نمی تونم جلو هق هق اشک شوقمو بگیرم!

...ادامه مطلب


پنج شنبه
 11 تیر
 1388

میهن خویش را کنیم آباد...

سلام بر دوستان قدیمی! حالتون چه طوره؟ چیه؟ چرا این طوری نگام می کنین؟ دیر اومدم! خوب این که چیز جدیدی نیست! مگه قبلی ها همیشه زودزود می اومدن؟ چرا همه اش ضعف ها رو می بینین و سیاه نمایی می کنین؟ چرا نگاه نمی کنین ببینین چه جوری اومدم؟

...ادامه مطلب


جمعه
 15 خرداد
 1388

سالی که نکوست...

چه قدر شیرینه که آدم سال جدیدشو با یه سفر ویژه آغاز کنه! یه سفری که خود به خود به همراه خودش یه چیزهای قشنگ دیگه رو داره. یعنی لازم نیست خیلی خودت زحمت بکشی! خود جو اونجا تو رو به سمت خودش می کشونه، اگه خودتم تکمیلش کنی که چه بهتر!

...ادامه مطلب


پنج شنبه
 6 فروردین
 1388

سرود تولد

یک سال تمام از آخرین پستم می گذره! هرچند در این مدت به صورت آفلاین و به یاد شما چند بار دستم به نوشتن رفت... اما از آخرین پست آفلاینم هم نزدیک به 8 ماه می گذره!...

...ادامه مطلب


دوشنبه
 7 مرداد
 1387

خدا سومیشو هم ختم به خیر کرد!!

بعد از فوت خاله ام، دایی هام تصمیم گرفتن که مادربزرگمو -که خیلی بی قراری می کرد- ببرن مشهد تا یه کم دلش وا شه... مامانم هم باهاشون رفت...
و این سفر شاید مقدمه یه سفر دیگه بود...

...ادامه مطلب


یکشنبه
 18 آذر
 1386

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

من توی دنیا یه دونه خاله دارم. این خاله ام دوقلوی مادرمه، ولی اصلاً ازدواج نکرده، چون از اول جوونیش پدربزرگ و مادربزرگم احتیاج به مراقبت پیدا می کنن و اون دلش نمیاد تنهاشون بذاره و بره...

...ادامه مطلب


شنبه
3 آذر
1386

ضیافت زیارت!

همین هفته پیش بود، و حدود 4-5 ساعت قبل از الآن، که وارد کربلا شدیم...

هنوز هم فکر می کنم خواب بودم...

...ادامه مطلب


یکشنبه
 20 آبان
 1386


سه شد!!

آره آقا، سه سال گذشت! حالا این بچه می تونه وایسه، راه بره، بدوه، حرف بزنه، شیطونی کنه و البته، قایم شه و همه رو سر کار بذاره!!...

...ادامه مطلب


سه شنبه
 24 مهر
 1386

هفت مرداد

کنتور عمر، یه دونه دیگه انداخت! و همونطور که هرچی کنتور برق و آب و... بیشتر بندازه، بیشتر باید پول بدی، هر چی این کنتورت هم بیشتر نشون بده، بهاش بیشتر میشه! همین طوری با خودش هزار تا گرفتاری و مسئولیت و توقع و انتظار و تعهد و...

...ادامه مطلب


یکشنبه
 7 مرداد
 1386


زیارت

سه شنبه پیش بود که به خاطر یه کاری رفته بودم شهرری. برگشتنی با خودم گفتم یه سر شاه عبدالعظیم هم برم! رفتم و چه قدر هم خوب بود. اما بیشتر از لذت این زیارت، حسرت سه چهار سالی تو دلم مونده بود که از آخرین شاه عبدالعظیم رفتنم می گذشت!! ...

...ادامه مطلب


چهارشنبه
 19 اردیبهشت
 1386


عیدانه...

باز داستان تکراری طبیعت... بهار دلگشا بعد از خزان و زمستان طاقت فرسا...
چند دقیقه بیشتر نمونده تا تحویل سال 1386... همین اول کاری یاد همه اونایی که تو سال 85 از پیش ما رفتن رو گرامی می دارم!...

...ادامه مطلب


چهارشنبه
 1 فروردین
 1386


باورم نیست...

جمعه صبح، دایی مادرم زنگ زد. خود مامانم گوشی رو برداشته بود. داییش خواسته بود که مامان و بابام برن خونه پدربزرگم. مامانم مونده بود! پرسید اتفاقی افتاده؟ ولی ظاهراً خواسته بودن که با بابام صحبت کنن. بابام گوشی رو گرفت...

...ادامه مطلب


یکشنبه
 10 دی
 1385


یلدا، بازی های آسیایی، شورای شهر...

دیر اومدم! ولی با دست پر!

خیلی دوست داشتم که واسه امشب، -شب یلدا- پست بذارم...

...ادامه مطلب


پنجشنبه
 30 آذر
 1385

مرگ!

چند روز پیش داشتم از خیابون نفت رد می شدم، یه دفعه یه آمبولانس بهشت زهرا توجهم رو به خودش جلب کرد. نزدیک تر که شدم، دیدم دو تا مسئول آمبولانس با جنازه از در یه خونه اومدن بیرون. گذاشتنش زمین، 2 بار بلند کردن...

...ادامه مطلب


پنجشنبه
 18 آبان
 1385

رمضانیه

«خدایا! من ستایش را با سپاس تو آغاز می کنم، و تو به لطفت، مرا به راستی راهنمایی. یقین دارم که تو در مقام مهر، مهربان ترین مهرورزانی و در مقام کیفر، سخت ترین عقوبت کنندگان، و در مقام شکوه و بزرگواری، بزرگترین جبروتیان!...

...ادامه مطلب


سه شنبه
 18 مهر
 1385

به نام ایران!

این روزها هرجا میریم صحبت از انوشه انصاریه! شاید بیوگرافی اون، عناوینی که بهش دادن مثل اولین سفیر فضایی، اولین توریست فضایی زن، اوین فضانورد ایرانی...، تاریخچه زندگیش و جریانات شرکت هاش و X-Prize و ...

...ادامه مطلب


پنجشنبه
 30 شهریور
 1385

دفتر مشق

سلام...
بيبينم؟! هنوزم منو يادتون مياد؟!!  اگه يادتون نياد البته شايد حق داشته باشين! آخه بيشتر از 5 ماه اينجا تعطيل بوده اونم تعطيل رسمی!! كركره ها پايين... يعنی فقط اين نبود كه من ننويسم! كل اين سايت حتی...

...ادامه مطلب


يكشنبه
 12 شهريور
 1385

روزهای بندگی...

«هان! مردمان! در خانه خدا حج گزارید، که هیچ خاندانی داخل آن نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت؛ و کسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و نیازمند گردید.
مردمان! مؤمنی در مواقف عرفات و مشعر...

...ادامه مطلب


جمعه
 16 دی
 1384

فرهنگ، قانون، تمام شد! لطفاً مزاحم نشوید!

سلامممم... دلم براتون تنگ شده بود! شرمنده ام که بی خبر رفتم تعطیلات!! واقعیتش اینه که نمی خواستم یه ماه آپدیت نکنم اما درس ها و کارها اجازه نداد. واقعاً وقتشو نداشتم! دعا کنین این درس خوندن ها و وبلاگ رو ول کردن ها نتیجه بده لااقل!...

...ادامه مطلب


یکشنبه
13 آذر
 1384

ساقیا آمدن عید مبارک بادت...

«این ماه در میان ما جایگاهی پسندیده داشت، مصاحب و همراهی نیکو بود و بیشترین سود جهانیان را برای ما آورد. سپس هنگامی که زمانش به سر آمد، از ما جدا شد. از این رو، ما همچون کسی که فراقش برای ما سنگین و ناگوار است...

...ادامه مطلب


شنبه
14 آبان
 1384

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر؟ - گمانم ابن ملجم «یا علی» گفت!

ماه رمضون رسیده به اصل مطلب! دهه سومه و شب های قدر و ایام شهادت امیر المؤمنین. شب هایی که از هزار ماه هم بهتره. اگه احیا گرفتین خوش به حالتون، منو هم دعا کنین. دعای ابوحمزه رو هم اگه تونستین بخونین، ادبیات فوق العاده ای داره...

...ادامه مطلب


سه شنبه
3 آبان
 1384

یک ساله شدم!!

امروز اولین سالگرد تأسیس وبلاگ من بود. با این که نزدیک 5 ساله که سایتم رو راه انداختم، همیشه از این ناراضی بودم که سایتم فقط چند تا صفحه است که خودمو معرفی می کنه و کلاً ارتباطی کاملاً ایستا با بیننده اش داره...

...ادامه مطلب


یکشنبه
24 مهر
 1384

خدا می خواد مهمونمون کنه!

«مردمان! ماه خدا با برکت و مهر و بخشایش به سوی شما آمده است. ماهی که در نزد خداوند برترین ماهها بوده، و روزها و شب ها و ساعاتش برترین روزها و شب ها و لحظه هاست. ماهی که به میهمانی خدا دعوت شده اید و در قلمرو...

...ادامه مطلب


یکشنبه
10 مهر
 1384

برای پدر...

«هان مردمان! علی را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر این که خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوره یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم»...

...ادامه مطلب


جمعه
28 مرداد
 1384

هفت، مادر، تولد...!

اینم هفتمین پستم، اونم تو هفت مرداد، هفت روز بعد از پست قبلی، روز هفتم هفته، ساعت هفت شب، هفت، هفت، هفت...
هفت، عددی که تو همه مکاتب آسمانی و اکثر مکاتب بشری مقدسه...

...ادامه مطلب


جمعه
7 مرداد
 1384

وقایع اتفاقیه!

الآن دارم از فرودگاه میام، مامانم اینا رفتن شیراز و... دوباره زندگی مجردی! املت و نیمرو و تخم مرغ آبپز و عسلی و...! خدا کنه خواهرم هوامونو داشته باشه!
اما قبل از هر چیز، اول از همه اونایی که اومدن و نظر دادن...

...ادامه مطلب


جمعه
31 تیر
 1384

هر کس به طریقی دل ما می شکند!

« آسمان، اين‌ شبها كه می‌رسد، عجيب بی‌قراری می‌كند و زمين، داغ دلش تازه می‌شود و زخم شرمش، سر باز می‌كند.
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و های‌های گريه كنند...

...ادامه مطلب


یکشنبه
19 تیر
 1384

داغونم!!

حافظ یه شعر خیلی توپ داره که وصف حال الآن منه:
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار - تو را نصیب همین کرد و این از او داده است!
هر چند بازم نامردیه! آخه کدوم بیداد و جور؟!!!...

...ادامه مطلب


چهارشنبه
25 خرداد
 1384

هزار وعده خوبان!

 بالاخره من اومدم! چون تو پست قبلی گفته بودم که نظرخواهی به زودی راه میفته، دوست داشتم تا راه نیفتاده پست نذارم! ولی اون Host مجانی قبلی ASP.NET رو ساپورت نمی کرد و من مجبور شدم Domain و Host بگیرم...

...ادامه مطلب


دوشنبه
23 خرداد
 1384

سلام!

 می بینم که وبلاگ آقا ونداد هم راه افتاد! مبارکم باشه. از این به بعد اینجا فعال ترین صفحه سایت خواهد بود. دیگه صفحه اخبار هم حذف میشه (به زودی) چون اگه خبر مبری پیش بیاد همین جا میگم. رنج زمانی به روز شدن...

...ادامه مطلب


جمعه
 24 مهر
 1383

 

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
صفحه اصلی وبلاگ
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک

© کپی رایت 2009-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
rlgs@vandad.ir