ای کاش ریشه فراق از بن کنده می شد. ای کاش بذر هجران هیچ وفت
کاشته نمی شد. ای کاش نشان جدایی بر می افتاد، ای کاش بیرق وصل
برافراشته می شد، برای همیشه...
اینها اولین جملاتی بودن که توی این دفتر مشق نوشته شدن...
روزهایی رو داریم می گذرونیم که همه ش عیده! از 4 مرداد به
ترتیب: تولد امام حسین علیه السلام، تولد حضرت عباس علیه
السلام، تولد امام سجاد علیه السلام، تولد خودم علیه السلام
(!!)، و بعد از چهار روز دوباره تولد حضرت علی اکبر علیه
السلام، و بعد از سه روز هم که تولد حضرت امام زمان علیه
السلام...
روزهای عجیبیه! شهر من مثل همیشه نیست! آدم ها هم مثل همیشه
نیستن! خود منم مثل همیشه نیستم! واقعاً روزهای عجیبیه! پر از
حس های متناقض! یه روز از شدت ناراحتی قلبم به شدت درد می گیره
ولی درست دو روز بعدش وسط خیابون جلو کلی آدم دیگه نمی تونم
جلو هق هق اشک شوقمو بگیرم!
سلام بر دوستان قدیمی! حالتون چه طوره؟ چیه؟ چرا این طوری نگام
می کنین؟ دیر اومدم! خوب این که چیز جدیدی نیست! مگه قبلی ها
همیشه زودزود می اومدن؟ چرا همه اش ضعف ها رو می بینین و سیاه
نمایی می کنین؟ چرا نگاه نمی کنین ببینین چه جوری اومدم؟
چه قدر شیرینه که آدم سال جدیدشو با یه سفر ویژه آغاز کنه! یه
سفری که خود به خود به همراه خودش یه چیزهای قشنگ دیگه رو
داره. یعنی لازم نیست خیلی خودت زحمت بکشی! خود جو اونجا تو رو
به سمت خودش می کشونه، اگه خودتم تکمیلش کنی که چه بهتر!
یک سال تمام از آخرین پستم می گذره! هرچند در این مدت به صورت
آفلاین و به یاد شما چند بار دستم به نوشتن رفت... اما از
آخرین پست آفلاینم هم نزدیک به 8 ماه می گذره!...
بعد از فوت خاله ام،
دایی هام
تصمیم گرفتن که مادربزرگمو -که خیلی بی قراری می کرد-
ببرن مشهد تا یه کم دلش وا شه... مامانم هم باهاشون رفت...
و این سفر شاید مقدمه یه سفر دیگه بود...
من توی دنیا یه دونه خاله دارم. این خاله ام دوقلوی مادرمه،
ولی اصلاً ازدواج نکرده، چون از اول جوونیش پدربزرگ و
مادربزرگم احتیاج به مراقبت پیدا می کنن و اون دلش نمیاد
تنهاشون بذاره و بره...
کنتور عمر، یه دونه دیگه انداخت!
و همونطور که هرچی کنتور برق و آب و... بیشتر بندازه، بیشتر
باید پول بدی، هر چی این کنتورت هم بیشتر نشون بده، بهاش بیشتر
میشه! همین طوری با خودش هزار تا گرفتاری و مسئولیت و توقع و
انتظار و تعهد و...
سه شنبه پیش بود که به خاطر یه کاری رفته بودم شهرری. برگشتنی
با خودم گفتم یه سر شاه عبدالعظیم هم برم! رفتم و چه قدر هم
خوب بود. اما بیشتر از لذت این زیارت، حسرت سه چهار سالی تو
دلم مونده بود که از آخرین شاه عبدالعظیم رفتنم می گذشت!! ...
باز داستان تکراری طبیعت... بهار دلگشا بعد از خزان و زمستان
طاقت فرسا...
چند دقیقه بیشتر نمونده تا تحویل سال 1386... همین اول کاری
یاد همه اونایی که تو سال 85 از پیش ما رفتن رو گرامی می
دارم!...
جمعه صبح، دایی مادرم زنگ زد. خود مامانم گوشی رو برداشته بود.
داییش خواسته بود که مامان و بابام برن خونه پدربزرگم. مامانم
مونده بود! پرسید اتفاقی افتاده؟ ولی ظاهراً خواسته بودن که با
بابام صحبت کنن. بابام گوشی رو گرفت...
چند روز پیش داشتم از خیابون نفت رد می شدم، یه دفعه یه
آمبولانس بهشت زهرا توجهم رو به خودش جلب کرد. نزدیک تر که
شدم، دیدم دو تا مسئول آمبولانس با جنازه از در یه خونه اومدن
بیرون. گذاشتنش زمین، 2 بار بلند کردن...
«خدایا! من ستایش را با سپاس تو آغاز می کنم، و تو به لطفت،
مرا به راستی راهنمایی. یقین دارم که تو در مقام مهر، مهربان
ترین مهرورزانی و در مقام کیفر، سخت ترین عقوبت کنندگان، و در
مقام شکوه و بزرگواری، بزرگترین جبروتیان!...
این روزها هرجا میریم صحبت از انوشه انصاریه! شاید بیوگرافی
اون، عناوینی که بهش دادن مثل اولین سفیر فضایی، اولین توریست
فضایی زن، اوین فضانورد ایرانی...، تاریخچه زندگیش و جریانات
شرکت هاش و X-Prize و ...
سلام...
بيبينم؟! هنوزم منو يادتون مياد؟!! اگه يادتون نياد
البته شايد حق داشته باشين! آخه بيشتر از 5 ماه اينجا تعطيل
بوده اونم تعطيل رسمی!! كركره ها پايين... يعنی فقط اين نبود
كه من ننويسم! كل اين سايت حتی...
«هان! مردمان! در خانه خدا حج گزارید، که هیچ خاندانی داخل آن
نشد مگر بی نیاز شد و مژده گرفت؛ و کسی از آن روی برنگردانید
مگر بی بهره و نیازمند گردید.
مردمان! مؤمنی در مواقف عرفات و مشعر...
سلامممم... دلم براتون تنگ شده
بود! شرمنده ام که بی خبر رفتم تعطیلات!! واقعیتش اینه که نمی
خواستم یه ماه آپدیت نکنم اما درس ها و کارها اجازه نداد.
واقعاً وقتشو نداشتم! دعا کنین این درس خوندن ها و وبلاگ رو ول
کردن ها نتیجه بده لااقل!...
«این ماه در
میان ما جایگاهی پسندیده داشت، مصاحب و همراهی نیکو بود و
بیشترین سود جهانیان را برای ما آورد. سپس هنگامی
که زمانش به سر آمد، از ما جدا شد. از این رو، ما همچون کسی که
فراقش برای ما سنگین و ناگوار است...
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر؟ - گمانم ابن
ملجم «یا علی» گفت!
ماه رمضون رسیده به اصل مطلب! دهه سومه و شب های قدر و ایام
شهادت امیر المؤمنین. شب هایی که از هزار ماه هم بهتره. اگه
احیا گرفتین خوش به حالتون، منو هم دعا کنین. دعای ابوحمزه رو
هم اگه تونستین بخونین، ادبیات فوق العاده ای داره...
امروز اولین سالگرد تأسیس وبلاگ من بود. با این
که نزدیک 5 ساله که سایتم رو راه انداختم، همیشه از این ناراضی
بودم که سایتم فقط چند تا صفحه است که خودمو معرفی می کنه و
کلاً ارتباطی کاملاً ایستا با بیننده اش داره...
«مردمان! ماه خدا با برکت و مهر و بخشایش به
سوی شما آمده است. ماهی که در نزد خداوند برترین ماهها بوده، و
روزها و شب ها و ساعاتش برترین روزها و شب ها و لحظه هاست.
ماهی که به میهمانی خدا دعوت شده اید و در قلمرو...
«هان مردمان! علی را برتر بدانید. چرا که هیچ
دانشی نیست مگر این که خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز
آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او پیشوای
روشنگر است که خداوند او را در سوره یاسین یاد کرده که: «و
دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم»...
اینم هفتمین پستم، اونم تو هفت مرداد، هفت روز
بعد از پست قبلی، روز هفتم هفته، ساعت هفت شب، هفت، هفت،
هفت...
هفت، عددی که تو همه مکاتب آسمانی و اکثر مکاتب بشری مقدسه...
الآن دارم از فرودگاه میام، مامانم اینا رفتن
شیراز و... دوباره زندگی مجردی! املت و نیمرو و تخم مرغ آبپز و
عسلی و...! خدا کنه خواهرم هوامونو داشته باشه!
اما قبل از هر چیز، اول از همه اونایی که اومدن و نظر دادن...
« آسمان، اين شبها كه میرسد، عجيب بیقراری
میكند و زمين، داغ دلش تازه میشود و زخم شرمش، سر باز
میكند.
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هایهای گريه
كنند...
حافظ یه شعر خیلی توپ داره که وصف حال الآن
منه:
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار - تو را نصیب همین کرد و
این از او داده است!
هر چند بازم نامردیه! آخه کدوم بیداد و جور؟!!!...
بالاخره من اومدم! چون تو پست قبلی گفته
بودم که نظرخواهی به زودی راه میفته، دوست داشتم تا راه
نیفتاده پست نذارم! ولی اون Host
مجانی قبلی ASP.NET رو ساپورت نمی
کرد و من مجبور شدم Domain و
Host بگیرم...
می بینم که وبلاگ آقا ونداد هم راه
افتاد! مبارکم باشه. از این به بعد اینجا فعال ترین صفحه سایت
خواهد بود. دیگه صفحه اخبار هم حذف میشه (به زودی) چون اگه خبر
مبری پیش بیاد همین جا میگم. رنج زمانی به روز شدن...